بازدید: 111 بازدید
یادت هست خودت انتخاب کردی؟

یادت هست خودت انتخاب کردی؟ اگر این روزها احساس می‌کنی از بعضی بخش‌های زندگی‌ات رضایت نداری، قبل از هر قضاوتی فقط چند دقیقه به گذشته برگرد. احتمال زیاد همسر، خانه، شغل، رابطه یا حتی بسیاری از نعمت‌هایی که امروز برایت عادی شده‌اند، روزی جزو بزرگ‌ترین آرزوها و بهترین انتخاب‌های تو بودند. در این مطلب یاد می‌گیری چرا ذهن به مرور زمان روی کمبودها تمرکز می‌کند، چگونه می‌توان دوباره احساس رضایت، قدردانی و قدرت انتخاب را زنده کرد و چرا توجه به نکات مثبت می‌تواند مسیر رسیدن به خواسته‌های جدیدت را هموارتر کند.

یادت هست خودت انتخاب کردی؟

گاهی وقت‌ها آدم آن‌قدر درگیر اتفاقات روزمره می‌شود که فراموش می‌کند امروز نتیجه انتخاب‌های دیروز اوست. ذهن مدام روی چیزهایی زوم می‌کند که ندارد، اما خیلی کم پیش می‌آید که لحظه‌ای بایستد و به خودش یادآوری کند روزی برای همین چیزهایی که الان دارد، دعا می‌کرد، تلاش می‌کرد و حتی از خدا می‌خواست که آن‌ها را وارد زندگی‌اش کند. اگر همین امروز چند دقیقه آرام بنشینی و بدون عجله گذشته‌ات را مرور کنی، احتمالاً متوجه می‌شوی بسیاری از چیزهایی که امروز برایت عادی شده‌اند، روزی آرزوی تو بودند. یادآوری رضایت گذشته، احساس امروزت را تغییر می‌دهد. همین تغییر احساس می‌تواند نگاهت را به زندگی عوض کند.

به اولین انتخاب‌ها برگرد

خیلی وقت‌ها ذهن فقط اتفاقات ناخوشایند را بزرگ می‌کند و باعث می‌شود اصل ماجرا را فراموش کنیم. درست مثل کسی که بعد از چند سال زندگی، فقط به مشکلات فکر می‌کند و یادش می‌رود روزی با چه اشتیاقی تصمیم گرفت مسیر زندگی‌اش را با یک نفر مشترک کند. یا کسی که از خانه‌اش ایراد می‌گیرد اما فراموش کرده روزی وقتی کلید همان خانه را گرفت، با چه ذوقی تمام اتاق‌ها را نگاه می‌کرد. یا کسی که از شغلش خسته شده، اما یادش نیست زمانی که خبر استخدامش را شنید، چقدر خوشحال شد و خدا را شکر کرد. ذهن اگر هدایت نشود، خاطرات شیرین را کم‌رنگ و مشکلات را پررنگ می‌کند.

شاید از یاد بردی، اما این همسری که با او در حال زندگی کردن هستی، بهترین انتخاب ممکن تو بود در آن لحظه که به دنبال ازدواج بودی و زمانی که انتخابش کردی، به‌شدت از انتخابت راضی بودی.

شاید از یاد بردی، اما این خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنی، بهترین انتخاب تو بود و اگر آن لحظه را به یاد بیاوری که برای اولین بار وارد آن شدی، به یادت خواهد آمد که به‌شدت از انتخابت راضی بودی و حتی قدردان خداوند بابت تجلی آن خانه بودی.

اگر به یاد بیاوری، خودت دوست داشتی فرزندی داشته باشی و در لحظه تولدش اشک شوق می‌ریختی بابت اینکه خداوند یکی از بهترین نعمت‌هایش را به تو عطا کرده است.

احساس اولین روزها را فراموش نکن

به زندگی آدم‌های اطرافت نگاه کن. کسی که تازه ماشین خریده، شاید هر روز آن را تمیز کند و با شوق پشت فرمان بنشیند، اما چند سال بعد همان ماشین برایش عادی می‌شود. کسی که تازه مغازه‌ای راه انداخته، از باز شدن در مغازه‌اش ذوق می‌کند، اما بعد از مدتی فقط به کمبودها فکر می‌کند. این فقط درباره وسایل نیست؛ درباره روابط، سلامتی، درآمد، دوستان و حتی فرصت‌هایی که هر روز در اختیارمان قرار می‌گیرد هم همین اتفاق می‌افتد. عادی شدن نعمت‌ها یکی از بزرگ‌ترین دلایل کم شدن احساس رضایت است.

شغلی که انتخاب کردی را نیز خودت انتخاب کردی و هنگام انتخابش به‌شدت راضی بودی و از خداوند بابت این شغل و کار و درآمد سپاسگزاری می‌کردی، چون اعتقاد داشتی بهترین انتخاب تو بوده است.

به یاد بیاور هنگامی که وارد یک رابطه شدی یا رابطه‌ای را قطع کردی، با چه دلیلی این کار را کردی. مطمئنم آن لحظه به‌شدت از این انتخابت راضی بودی.

در تمام موارد، اگر به یادت بیاوری، خواهی دید که این تو بودی که انتخاب کردی و حتی در تمام موارد، تو از انتخابت راضی بودی.

چرا بعد از مدتی همه چیز تغییر می‌کند؟

شاید برایت سؤال باشد که اگر آن زمان این‌قدر از انتخاب‌هایت راضی بودی، چرا امروز احساس متفاوتی داری؟ جوابش این است که خود شرایط همیشه تغییر نکرده‌اند؛ بیشتر وقت‌ها زاویه نگاه تو تغییر کرده است. روزهای اول بیشتر به خوبی‌ها توجه می‌کردی، اما کم‌کم ذهنت شروع کرده ایرادها را پیدا کند. درست مثل کسی که وقتی لباس تازه‌ای می‌خرد، فقط زیبایی آن را می‌بیند، اما چند ماه بعد فقط به کوچک‌ترین نقصش توجه می‌کند.

پس چرا با مرور زمان وارد شک و تردید می‌شویم و از آنچه که داریم رضایت نداریم، در حالی که خودمان انتخاب کردیم و نکته مهم‌تر اینکه در ابتدا بسیار راضی بودیم از انتخاب خودمان؟

ذهن منفی‌اندیش چگونه احساس رضایت را کم می‌کند؟

واقعیت این است که ذهن همیشه دنبال این نیست که تو را خوشحال نگه دارد؛ بیشتر دوست دارد تو را مشغول فکر کردن کند. برای همین، اگر خودت آگاهانه جهت فکرت را انتخاب نکنی، ذهن مدام موضوع‌های تازه‌ای برای نگرانی، مقایسه، قضاوت و ناراحتی پیدا می‌کند. یک روز ممکن است درباره درآمدت فکر کنی، روز دیگر درباره ظاهرت، بعد درباره رابطه‌ات و بعد هم درباره آینده. انگار هر بار موضوع عوض می‌شود، اما نتیجه یکی است؛ کم شدن احساس رضایت از زندگی.

مثلاً ممکن است کسی سال‌ها آرزو داشته باشد شغل ثابتی پیدا کند. وقتی بالاخره به آن شغل می‌رسد، مدتی با انگیزه و خوشحال کار می‌کند، اما بعد از مدتی فقط به سختی‌های کار توجه می‌کند. یا کسی که مدت‌ها دنبال خانه‌ای مناسب بوده، بعد از خرید خانه، کم‌کم فقط به کوچکی آشپزخانه یا هزینه‌های آن فکر می‌کند. این همان کاری است که ذهن انجام می‌دهد؛ خوبی‌ها را عادی و کم‌رنگ می‌کند و توجه را به سمت کمبودها می‌برد.

ذهن منفی‌اندیش ما کارش این است که هربار به شکل‌های مختلف، با پیشنهاد افکاری منفی و متنوع بیاید و تو را از احساس رضایت نسبت به داشته‌هایت بکشد بیرون.

کارش این است که تو را از احساس قدرتی که داری خارج کند؛ همان احساس قدرت برای خلق کردن تک‌تک اتفاقات زندگی.

قدرتی که همیشه درون تو بوده است

وقتی به گذشته نگاه می‌کنی، می‌بینی خیلی از چیزهایی که امروز داری، زمانی فقط یک خواسته بودند. این یعنی تو قبلاً هم توانسته‌ای مسیر زندگی‌ات را تغییر بدهی. شاید با تصمیم گرفتن، شاید با تلاش، شاید با دعا، شاید با تغییر نگرش و شاید با ترکیبی از همه این‌ها. مهم این است که تو قبلاً بارها زندگی‌ات را تغییر داده‌ای. پس چرا امروز فکر می‌کنی دیگر نمی‌توانی؟

خیلی‌ها فقط به خواسته‌هایی که هنوز نرسیده‌اند نگاه می‌کنند، اما اگر چند دقیقه وقت بگذارند و خواسته‌های برآورده‌شده گذشته را مرور کنند، اعتمادشان به خودشان چند برابر می‌شود. این یادآوری باعث می‌شود احساس ناتوانی جای خودش را به احساس امید بدهد.

من خالق تک‌تک اتفاقات زندگی‌ام هستم.

من خلق کردم.

من خالقم، من انتخاب کردم.

من از انتخابم راضی بودم.

اجازه نده افکار منفی فرمان زندگی‌ات را بگیرند

افکار همیشه می‌آیند و می‌روند. لازم نیست با هر فکری همراه شوی. همان‌طور که وقتی از کنار خیابان صدای ماشین‌ها را می‌شنوی، قرار نیست سوار همه آن‌ها شوی، درباره افکار هم همین‌طور است. هر فکری ارزش باور کردن ندارد. بعضی فکرها فقط می‌آیند تا آرامش تو را بگیرند. اگر هر بار با آن‌ها همراه شوی، کم‌کم احساس می‌کنی هیچ چیز زندگی خوب نیست؛ در حالی که واقعیت این نیست.

گاهی ذهنت می‌گوید: «انتخاب اشتباهی کردی.» چند دقیقه بعد درباره موضوع دیگری همین حرف را تکرار می‌کند. فردا هم سراغ موضوع تازه‌ای می‌رود. اگر دقت کنی، می‌بینی مشکل از موضوع نیست؛ مشکل از عادتی است که ذهن برای پیدا کردن ایرادها ساخته است.

ذهن با افکاری که خیری در آن‌ها نیست می‌آید و می‌خواهد که تو را از احساس قدرت، از احساس رضایت، از احساس خوشبختی، از احساس آزادیِ انتخاب بکشد بیرون.

به خودت این حقیقت را یادآوری کن

گاهی فقط لازم است چند دقیقه مکث کنی و از خودت بپرسی: «آیا من این شرایط را انتخاب نکرده بودم؟ آیا آن روز احساس خوبی نداشتم؟» همین سؤال‌های ساده می‌توانند نگاهت را عوض کنند. وقتی دوباره خاطره روزهای اول را زنده می‌کنی، احساس قدردانی آرام‌آرام برمی‌گردد و ذهنت از حالت کمبود خارج می‌شود.

پس یک بار دیگر به خودت یادآوری کن که اولاً تمام شرایط حال حاضر را خودت انتخاب کردی و خودت خلق کردی.

و ثانیاً از تمام انتخاب‌هایت راضی بودی، زیرا فقط به نکات مثبت هر چیزی توجه می‌کردی.

راز رضایت در توجه به نکات مثبت

اگر خوب به گذشته نگاه کنی، متوجه یک موضوع مهم می‌شوی؛ زمانی که انتخابی انجام دادی، بیشتر از هر چیز به خوبی‌ها و ویژگی‌های مثبت آن توجه می‌کردی. همین باعث شد احساس خوبی داشته باشی و با اطمینان تصمیم بگیری. اما بعد از گذشت زمان، ذهنت آرام‌آرام شروع کرد به نشان دادن چیزهایی که قبلاً اصلاً برایت مهم نبودند. این اتفاق برای همه پیش می‌آید. مهم این است که دوباره بتوانی توجهت را به همان خوبی‌هایی برگردانی که روز اول می‌دیدی.

فرض کن وارد یک مغازه می‌شوی تا وسیله‌ای بخری. اگر فقط دنبال ایرادها باشی، شاید هیچ‌وقت چیزی نخری. اما وقتی ویژگی‌های خوب آن را هم می‌بینی، راحت‌تر تصمیم می‌گیری. در روابط، شغل، خانه و حتی درباره خودت هم همین قانون وجود دارد. هر جا که توجهت بیشتر باشد، احساس تو هم همان سمت حرکت می‌کند.

تمام توجه تو به نکات مثبت همسرت بود.

تمام توجه تو به نکات مثبت فرزندت بود.

تمام توجه تو به نکات مثبت خانه‌ات بود.

تمام توجه تو به نکات مثبت شغلت بود.

و…

خواسته جدید داشتن خوب است، اما از چه احساسی؟

داشتن خواسته‌های جدید کاملاً طبیعی است. انسان همیشه دوست دارد رشد کند، تجربه‌های تازه داشته باشد و زندگی بهتری بسازد. اما یک تفاوت مهم وجود دارد؛ گاهی خواسته جدید از احساس شکرگزاری و رضایت به وجود می‌آید و گاهی از احساس کمبود، ناراحتی و نارضایتی. این دو، نتیجه‌های متفاوتی ایجاد می‌کنند.

مثلاً ممکن است کسی از خانه فعلی‌اش راضی باشد، بابت آن خدا را شکر کند و در عین حال دوست داشته باشد خانه بزرگ‌تری داشته باشد. این یک خواسته سالم است. اما اگر هر روز از خانه فعلی‌اش ناراضی باشد، مدام شکایت کند و احساس کند هیچ چیز زندگی‌اش خوب نیست، خواسته جدید او از جنس کمبود خواهد بود.

همین موضوع درباره درآمد، رابطه، سلامتی، کار، یادگیری و هر خواسته دیگری هم صدق می‌کند. رشد کردن زیباست، اما وقتی از احساس خوب شروع شود، مسیرش هم لذت‌بخش‌تر خواهد بود.

اگر خواسته‌های جدیدی در تو شکل گرفته است، بهت قول می‌دهم تو به آن‌ها خواهی رسید، اما اگر صرفاً این خواسته داشتن به خاطر توجه به نکات منفی و رضایت نداشتن از شرایط موجود باشد، تو به آن خواسته‌ها نخواهی رسید، مگر اینکه خودت را وارد احساس خوشبختی، رضایت و قدردانی بابت داشته‌هایت بیندازی.

فقط یک یادآوری می‌تواند حالت را عوض کند

گاهی لازم نیست اتفاق بزرگی بیفتد تا حالت بهتر شود. فقط کافی است چند دقیقه بنشینی و به اولین روزهایی فکر کنی که یکی از نعمت‌های امروزت وارد زندگی‌ات شد. شاید اولین روز کاری، اولین شب در خانه جدید، اولین لحظه دیدن فرزندت یا اولین روزی که وارد یک رابطه شدی. همین یادآوری‌ها کم‌کم احساس تو را تغییر می‌دهند.

وقتی احساس بهتر می‌شود، تصمیم‌ها هم بهتر می‌شوند. رفتارها تغییر می‌کنند، حرف‌هایی که می‌زنی عوض می‌شوند و نگاهت به زندگی امیدوارانه‌تر می‌شود. همه این تغییرها از یک یادآوری ساده شروع می‌شوند.

نکته مهم این است:

وقتی به یاد می‌آوری که این شرایط موجود را خودت انتخاب کردی و از انتخابت کاملاً راضی بودی، آن‌وقت کمی به احساس بهتری می‌رسی و این احساس بهتر، خواسته‌های جدیدت را هم وارد زندگی‌ات می‌کند.

درست است، الان زمانی گذشته، اما به یاد آوردن رضایت از انتخاب‌هایت در گذشته، احساس تو را بهبود می‌دهد.

همان راهی که قبلاً جواب داده است

اگر امروز به زندگی خودت نگاه کنی، می‌بینی خیلی از نعمت‌هایی که داری، زمانی فقط یک آرزو بودند. پس همان روشی که آن روزها باعث شد به آن‌ها برسی، امروز هم می‌تواند برای خواسته‌های تازه‌ات کار کند. احساس خوب، توجه به خوبی‌ها، قدردانی و امید چیزهایی نیستند که فقط یک بار اثر داشته باشند؛ هر بار که آن‌ها را وارد زندگی‌ات کنی، نگاهت تغییر می‌کند و با تغییر نگاه، رفتارها و انتخاب‌هایت هم تغییر خواهند کرد.

یادت باشد احساس خوب، کلید خلق و آفرینش‌های تو بوده، هست و خواهد بود.

مثل آفرینش‌های قبلی، سعی کن به نکات مثبت هر چیزی که می‌خواهی و هر کسی که می‌خواهی توجه کنی.

و این توجه به نکات مثبت، باز اتفاقات جدیدی برایت رقم خواهد زد.

 

منتظر نظرات ارزشمند شما هستیم

نظرات ارزشمند شما در مورد این محتوای آموزشی ارزشمند می‌تونه الهام‌ بخش دوستان زیادی باشه که در حال مشاهده این مطلب هستند.

شکور بیات
مدیریت وبسایت آموزشی هماهنگ با خدا


Website:  🌐 www.shakurbayat.com